<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6817518</id><updated>2011-04-21T16:01:29.759-07:00</updated><title type='text'>kondehirani</title><subtitle type='html'>داستانهاي كون دادنهاي يك كوني ايراني</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://kondehirani.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6817518/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kondehirani.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>rrr</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>2</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6817518.post-108853617027287422</id><published>2004-06-29T12:06:00.000-07:00</published><updated>2004-06-29T12:13:07.036-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>با مهيار چند بار ديگه حدودا ده بار ديگه سكس داشتم و اون منو مي كرد ولي چون اولا كيرش كوچك بود و همچنين خيلي زود ارضاء ميشد نمي تونست منو سير كنه بعد از پايان ترم من خونه رو تحويل دادم و از مهيار نيز جدا شدم كه البته اختلافات شديدي بين ما بوجود اومد كه همين امر باعث وارد شدن ضربات حيثيتي و مادي زيادي به من شد بنابراين هميشه تاكيد مي كنم تو پيدا كردن شريك جنسي تون خيلي دقت كنيد تا مثل من كه اون نامرد هم از كونم استفاده كرد و آخر سر هم به من خيانت كرد نشيد. بلاخره با كمك خداوند متعال من تمام مشكلاتي كه اون شريك ناباب جنسي برام بوجود آورد پشت سر گذاشتم ولي مجبور شدم دانشگاه محل تحصيل مو به زور عوض كنم&lt;br /&gt;بگذريم بعد اينكه من به دانشگاه ديگري منتقل شدم تو يه خوابگاه خصوصي ديگه اتاقي گرفتم و سرم تو لاك خودم بود. يه هم اتاقي همشهري داشتم كه خيلي كم به خوابگاه ميومد و من اكثرا تو اتاق تنها بودم وخودم به خودم حال مي دادم ولي زياد رضايت بخش نبود.&lt;br /&gt; يه پسري تو خوابگاه بود كه از قضا هم كلاسيمم بود كه زياد دور و بر من مي گشت و به اصطلاح بد جوري عاشق كونم شده بود و هر وقت فرصت داشت سري به اتاق من مي زد و سعي داشت سر صحبتو تو زمينه سكس با من باز كنه كه من اوائل بهش اعتماد نداشتم ولي به مرور روز به روز اعتمادم بهش بيشتر مي شد  و رابطه من با اون از اينجا شروع شد كه هر از گاهي اون به شوخي خودشو به من ميماليد و من هر دفعه كمتر مقاومت ميكردم آخه تو خوابگاه دست بردن به كون هم و همديگرو از پشت تو بغل گرفتن تقريبا عرف شده بود و جزء شوخياي مرسوم ولي من فقط به اون، اين اجازه رو مي دادم واونم هميشه از اين شوخي نهايت استفاده رو مي كرد &lt;br /&gt;يه شب كه تو اطاق من  بود سر صحبت رو در مورد سكس باز كرد ومنم باهاش همراهي مي كردم يه دفعه گفت: ماني تو عجب بدني داري خيلي شبيه دخترايي وخيلي كم مو و ظريفي.&lt;br /&gt; چون من هميشه تو اطاقم يه شورت كوتاه تنم بود فهميده بود منم به ابولفضل كه اسمشو بچه ها ابيل صدا ميزدند گفتم: ابيل حالا كجاشو ديدي&lt;br /&gt;گفت: همه قسمتهاي بدنت اينجوري كم مو است&lt;br /&gt;گفتم: اره&lt;br /&gt;بيچاره اب دهنش راه افتاده بود&lt;br /&gt;منم كه كيرم سفت شده بود. دستشو رو كيرم گذاشت منم چيزي نگفتم ابيل گفت: مي خاي برات جلق بزنم منم از خدا خواسته گفتم: اره&lt;br /&gt;آروم شرتمو پايين كشيد و كيرمو تو دستش گرفت ابيل گفت: چه كير سفيدي داري ماني و شرو ع كرد آروم آروم با كيرم باز ي كردن و شلوار خودشم در اورد و منم كير اونو تو دستم گرفتم واي چه كير دراز و لاغري داشت مي تونم بگم كيرش سه برابر كير مهيار بود سفت سفت شده بود  مدتها بود كه كيري به اين درازي رو تو ذهنم تصور مي كردم و حالا تو دستم بود خيلي حال كردم همينجوري كه با كير هم ور ميرفتيم   &lt;br /&gt;ابيل گفت: ماني ميخاي برات ساك بزنم من كه از خدام بود اوكي رو دادم. ابيل كيرمو محكم تو دهنش قاپيد و شروع كرد به خوردن كيرم واي خدا چه حالي داشت اولين باري بود كه يكي كيرمو مي خورد من خودم قبلا چند بار كير خورده بودم و مزشو يادم بود يه چيزي تو مايه هاي پلاستيك نرم وانعطاف پذير بود بعد از اينكه ابيل حسابي كير منو ساك زد منم مال اونو تو دهنم كردم واي چه حالي داشت كيرش اونقدر دراز بود كه نمي تونستم همشو تو دهنم بزارم وتقريبا نصف اون تو دهنم مي رفت&lt;br /&gt;تو همين حال ديدم ابيل داره با كونم ور ميره و داره كونمو مالش ميده منم از خدا خواسته كونمو براش تنظيم كردم تا راحت باشه ابيلم يكمي در كونمو با آب دهنش خيس كردو يه انگشتشو آروم تو كونم كرد واي خداي من اين اولين بار بود كه كسي با انگشت كونمو مي كرد اونقدر استادانه و به ارومي با انگشتش كونمو مي كرد كه من احساس كردم ابيل خيلي از اين كارا كرده خلاصه من كيرشو از تو دهنم خارج كردم وحسابي سعي كردم، حاله كردن كونمو با انگشت ببرم بعد مدتي ابيل گفت: تو هم مي خاي من كه قبلا كونمو تميز كرده بودم ميترسيدم كون ابيل پر باشه و دستم كثيف بشه برا همين با اكراه قبول كردم ولي بعد اينكه انگشتمو تو كون ابيل كردم ديدم نه تميزه ولي زياد با اين كار حال نمي كردم ابيل هم كه متوجه اين امر شد رضايت داد و دوباره با انگشت مشغول من شد وبا اون يكي دستش كيرمو ميماليد ومنم مال اونو مي ماليدم&lt;br /&gt;بعد از ماجراي خيانت مهيار تصميم گرفته بودم با هركسي  كه رابطه جنسي داشته باشم دو طرفش كنم تا طرف بعدا كه خيال خيانت كرد نتونه بر چسب كوني بودن به من بزنه چون منم عين اون كارايي كه اون با من كرده بود با اون كرده بودم واين سيستم  رو عملا رو ابيل پياده مي كردم و هر چي اون با من مي كرد منم با اون مي كردم هر چند علاقه اي به اين كار نداشتم&lt;br /&gt; ابيل با انگشت نزديك به بيست دقيقه كون منو كرد و من ديگه از فرط شهوت و ميل به رفتن كير تو كونم داشتم مي مردم&lt;br /&gt;ابيل كه اينو ديد گفت: مي خاي شروع كنيم گفتم: اره ولي به ارومي و منظورم از اين حرف اين بود كه آروم   آروم بكنه تا دير تمام بشه آخه من خيلي دوست داشتم كردنم خيلي طول بكشه كه مهيار نتونسته بود اين آرزوي منو برآورده كنه ولي بعدها فهميدم كه ابيل به هيچ وجه نمي تونه زودتر از نيم ساعت راحت بشه و كم مدت ترين كردنش نيم ساعت طول مي كشه &lt;br /&gt;من رو شكم دراز كشيدم و قلبم تند تند ميزد&lt;br /&gt;ساعت يك نصفه شب بود و لي بچه هاي خوابگاه همچنان بيدار بودن و صداشون ميومد&lt;br /&gt;بلند شدم و يه بار ديگه در اتاقو كنترل كردم كه قفل باشه و قتي مطمئن شدم دو باره به شكم دراز كشيدم و منتظر موندم. &lt;br /&gt; ابيل با تف سر كيرش و كون منو حسابي خيس كرده بود هر چند اين كار لازم نبود چون مدت نيم ساعت بود كه با انگشت منو مي كرد و حسابي باز شده بودم ابيل خودشو رو من كشيد و اروم سر كيرشو  رو سوراخم گذاشت . همه كوني هاي دنيا ميدونن كه وقتي به يك نفر براي اولين بار مي خاي بدي لحضه اي كه كيرشو روسوراخت ميزاره و هنوز فرو نكرده لذت بخش ترين لحظاته.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ابيل اروم سر كيرشو فشار داد و فرو رفتن كيرشو اروم اروم تو كونم حس ميكردم انگار كيرش تمومي نداشت ابيل گفت: درد نداري گفتم: نه&lt;br /&gt;گفتم: ابيل چقدر شو تو كردي گفت: نصفشو  گفتم: بقيه شم بكن تو &lt;br /&gt;ابيل چيزي نگفت و بقيه كيرشو  تو كرد كيرش تماما تو كونم رفته بود سر كيرشو مي تونستم تو شكمم احساس كنم ابيل ديگه ادامه نداد و اروم همينجوري كه كيرش تو كونم بود روم دراز كشيد منم از ترس اينكه نكنه آبش بياد تكون نمي خوردم بعد از سه ماه اين اولين باري بود كه دوباره يه كير تو كونم مي رفت&lt;br /&gt;ابيل اروم اروم شروع كرد به ساك زدن و كيرشو هر دفعه تا نصف بيرون مي اورد و دوباره تو مي كرد چه لذتي داشت &lt;br /&gt;بعد منم برا اينكه اون تزي كه گفتم رعايت كنم به ابيل گفتم نوبته منه ابيلم بي هيچ بهونه اي قبول كرد واين دفعه من روش دراز كشيدم و بدون مقدمه كيرمو تو كونش كردم كه ديدم هوارش به هوا رفت و گفت: گوسفند اينجوري كه نمي كنن منم گفتم: من نمي دونم حالا دردت كم ميشه .&lt;br /&gt;بنده خدا با هر بدبختي بود درد رو تحمل كرد و منم اروم اروم براش ساك مي زدم البته از اين كار اصلا خوشم نمي ومد&lt;br /&gt;نهايتا بعد چند دقيقه گفتم: ابيل من بسمه بيا تو ادامه بده ابيلم قبول كرد ايندفعه منو رو پشت دراز كرد و پاهامو رو شو نه هاش گذاشت خيلي خوشم اومده بود خيلي وقت بود مي خواستم اينجوري بدم ابيل شروع كرد به تنظيم كردن كيرش رو سوراخم و وقتي كيرش تو رفت شروع كرد به تلمبه زدن كونم.&lt;br /&gt; چشامو به چشاش دوختم كه سعي داشت سوراخ كونمو گم نكنه منم راحت پاهامو رو شو نه هاش گذاشته بودم واز اين وضعيت غرور كاذبي به من دست داده بود&lt;br /&gt;ابيل دوباره شروع كرد به تلمبه زدن  منم ديگه به ناله افتاده بودم و با ناز خاصي آه، واي، مردم ، كونم،براش ميگفتم&lt;br /&gt;و ابيل تند وتند كونمو تلمبه ميزد.&lt;br /&gt; كونم كاملا ليز شده بود و همين باعث مي شد بعضي وقتي كير ابيل از تو كونم در بياد و من سريع با اعتراض مي گفتم ابيل بي عرضه دسته كونم در اومد سريع دسته كونمو تو كونم بكن و اونم با مسوليتي خطير اين كارو ميكرد چشامو بستم و به صدايي كه از كونم در نتيجه رفتن و اومدن كير ابيل درست شده بود گوش ميدادم لذت بخشترين  صدابراي من بودهمينجوري كه منو ميكرد پاهامو محكم به دور گردنش انداختم و فشار ميدادم انگار اونم از اين كار خوشش ميومد و اعتراضي نداشت بعد مدتي از ابيل خواستم فيگورشو عوض كنه و اون رو پشت دراز كشيد و من رو سرش وايستادم ميخواستم رو كيرش بشينم برا همين ابيل كيرشو كامل شق كرد و با دستاش دستامو گرفت تا نيوفتم ابيل وسط پاهام قرار گرفته بود ومن به آرومي رو كيرش نشستم فرو رفتن تمام كيرشو تو كونم احساس كردم چه حالي داشت عين وحشيها شروع كردم به بالا و پايين رفتن رو كير ابيل سينه هاي گوشتيم بالا و پايين مي رفت خسته شده بودم وپاهام ميلرزيد ولي سيري نداشتم و بازم مي خواستم .&lt;br /&gt;ميخواستم تخماي ابيلم تو كونم كنم ولي حيف نمي شد&lt;br /&gt;بالاخره اونقدر خسته شدم كه نتو نستم ادامه بدم بلند شدم و دستامو به ديوارچسبوندم و خم شدم ابيلم سريع پشتم قرار گرفت و ميخواست كيرشو تو كونم كنه ولي نمي تونست سوراخمو پيدا كنه برا همين با دستم كيرشو گرفتم گرم وخيس ولزج بود اونو به سمت سوراخم هدايت كردم وتقريبا سر كيرشو خودم تو كونم كردم و با يه تكون به عقب همه كيرش تو كونم رفت&lt;br /&gt;ابيل دوباره شروع كرد به پمپ زدن كونم&lt;br /&gt; هر دو خيس عرق بوديم بيشتر از يك ساعت بود كه منو ميكرد. از اينهمه وقت كرده شدن داشتم شاخ در مياوردم ولي گفتم كه اين كار برا  ابيل خيلي راحت بود و خيلي خيلي دير آبش ميومد با اينكه بعد از اون كون من كيراي زياد ديگه اي رو زيارت كرد ولي هيچ كدوم به اندازه ابيل دير ارضا نمي شدن اونم بدون استفاده از هيچ دارويي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ديگه هر دوتامون خسته خسته شده بوديم برا همين من رو شكم دراز كشيدم وابيل رو من خوابيد وشروع كرد به كردن من&lt;br /&gt; من ديگه بسم بود  وداشت آبم ميومد و همين جوري كه كير ابيل تو كونم ميرفت وميومد منم كيرمو به زمين فشار ميدادم كه بلاخره آبم اومد&lt;br /&gt; رفت و امد كير ابيل تو كونم و ضربات كيرش باعث شد كامل كامل ارضا بشم ولي ابيل هنوز تمام نشده بود ومن ديگه طاقت تحمل كيرشو تو كونم نداشتم ولي اون همينجوري مصر بود  كونمم ميخاست كير ابيلو دفع كنه ولي ابيل ول كن نبود من كه ديگه سير شده بودم ده دقيقهء خيلي سختو تحمل كردم تا ابيل هم ارضا شد &lt;br /&gt;ريخته شدن ابشو تو كونم با سلول به سلول كونم احساس كردم چه اب داغي بود بلاخره ابيلم ارضا شد ومن سعي كردم زودتر اونو دفع كنم تا  بخوابم كه ابيلم قبول كرد و به اطاق خودش رفت كمي كه دراز كشيدم تمام اين ماجرا دوباره تو ذهنم پديدار شد تمام تمايل جنسي من بر اورده شده بود و به كرده شدن خودم فكر ميكردم كه بعد ده دقيقه نه تنها خوابم نبرد بلكه دوباره كيرم سفت شد  و با تصور لحظات قبل كه كير ابيل تو  كونم بود شروع كردم به جلق زدن  جاي شما خالي خيلي حال داد و من خسته در حالي كه آب ابيل تو كونم بود با آرامش كامل خوابيدم .&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6817518-108853617027287422?l=kondehirani.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6817518/posts/default/108853617027287422'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6817518/posts/default/108853617027287422'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kondehirani.blogspot.com/2004_06_01_archive.html#108853617027287422' title=''/><author><name>rrr</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6817518.post-108845676552733035</id><published>2004-06-28T13:14:00.000-07:00</published><updated>2004-06-28T14:06:05.526-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>اولين كيري كه توي كونم رفت&lt;br /&gt;اين داستان ماجراي اولين كيريه كه تو كون من رفت&lt;br /&gt;البته قبل از اين ماجرا من چيزاي زيادي تو كونم فرو كرده بودم از جمله خيار شيشه نوشابه بادمجان سياه و كلي چيزاي ديگه ولي هرگز يك كير واقعي تو كونم نرفته بود هر چند زياد بهم ماليده شده بود&lt;br /&gt;اين ماجرا بر مي گرده به سال اول دانشگاه كه ترم اول مي خوندم&lt;br /&gt;تويه يه خابگاه خصوصي كه با چند تا از بچه ها كرايه كرده بوديم من و يه همكلاسيم كه چند سالي از من بزرگتر بود تو يه اتاق بوديم&lt;br /&gt;بين من و اون هيچ رابطه جنسي وجود نداشت ومن هم تا آن موقع كون نداده بودم و فقط با چيزهاي مختلف خارش كون نازمو بر طرف مي كردم و هميشه تو كف يه كير تو كونم بودم ولي نميتونستم از كسي بخام منو بكنه برا همين خيلي سختي مي كشيدم&lt;br /&gt;تا بلاخره يك شب كه خوابيده بوديم ناگهان در خانه خوابگاه به شدت كوبيده شد و من واين دوستم كه اسمش مهيار بود تنها تو ساختمان بوديم از بس در با شدت زده شده بود و صداي وحشتناكي داشت كه هر دو از ترس جفت كرده بوديم&lt;br /&gt;ساعت يك نصفه شب بود و كسي كه در ميزد ول كن نبود بلاخره با هر ترس و لزري بود در رو باز كرديم و ديديم  مردي كه راننده تريلي سنگيني بود با صداي بلند به ما گفت ائستا علي كه گازوئيل مي خواست هست سرتونو درد نيارم يارو راننده تريلي آدرس رو اشتباهي گرفته بود و پس از كلي مكافات تونستيم طرفو از سرمون باز كنيم و هر دو به رختخوابمان برگشتيم قلب هر دو تامان هنوز تند مي زد و تاثير پريدن از خواب هنوز در ما وجود داشت&lt;br /&gt;تو اين گير و دار كونم باز به التماس كير افتاد فرصت رو غنيمت شمردم و به مهيار كه هنوز نخوابيده بود گفتم مهيار بيداري &lt;br /&gt;گفت اره&lt;br /&gt;گفتم بابا هر چي كير كجه به كون لنگ ماست &lt;br /&gt;خنديد&lt;br /&gt;گفتم مهيار كاش يه كوس بود ما مي كرديم بعدش راحت تا صبح مي خوابيديم&lt;br /&gt;گفت آخ كه گفتي &lt;br /&gt;گفتم مهبار تو تا حالا كردي&lt;br /&gt; گفت اره &lt;br /&gt;گفتم چي ازن يا مرغ و خر؟&lt;br /&gt;خنديد گفت پسر تو كس زن گذاشتم &lt;br /&gt;گفتم تو كونش چي &lt;br /&gt;مهيار گفت نه كون نكردم&lt;br /&gt;گفتم دوست داري &lt;br /&gt;گفت بخواب بچه كار دست خودت مي دي &lt;br /&gt;اينو كه گفت من دلم از خوشي هوري ريخت&lt;br /&gt; تو دلم گفتم تا باشه از اين درده سرا&lt;br /&gt;ديگه طاقت نداشتم فشار زيادي رو تحمل مي كردم و قلبم تند تند مي زد&lt;br /&gt;نمي دونم اين جرات رو از كجا پيدا كردم و گفتم مهيار منو نيمكني &lt;br /&gt;مهيار واق موند &lt;br /&gt;گفت ميدي؟&lt;br /&gt; گفتم چرا كه نه؟&lt;br /&gt;مهيار با صدايي كه حاكي از التماس بود گفت ببين پولم بهت ميدم&lt;br /&gt;گفتم چند ؟&lt;br /&gt;گفت هر چقدر تو بخاي &lt;br /&gt;گفتم پونصد تومان&lt;br /&gt;مهيار سريع بلند شد و از تو كيف پولش يه پونصد توماني شق در اورد و به من داد&lt;br /&gt;قلب من مثل ساعت مي زد&lt;br /&gt;تصور اينكه بلاخره بعد يه مدت انتظار يه كير ميره تو كونم منو خيلي هيجاني مي كرد&lt;br /&gt;ديگه طاقت نيوردم سريع شورتمو در اوردم اخه من هميشه با شورت مي خوابم و هرگز عادت ندارم با شلوار بخوابم&lt;br /&gt;رو شكم دراز كشيدم و هيار اومد بالاي سرم صداي قلب بنده خدارو ميشود شنيد&lt;br /&gt;اتفاقا عصر همون روز من حموم رفته بودم و كلي خودموبا يه خيار قطور كرده بودم و كونم گشاد گشاد شده بود فقط همين قدر احساس كردم ههيار تف دهنشو روي كونم ريخت&lt;br /&gt;ديگه داشتم مي مردم بي صبرانه منتظر ورود كيرش بودم &lt;br /&gt;همينقدر كه فهميدم مهيار سر كيرشو رو كونم گذاشت و با اولين فشار تا ته تو كونم رفت اصلا درد نداشتم چون كير مهيار در مقابل چيزاي بزرگي كه تو كونم كرده بودم خيلي كوچك بود&lt;br /&gt;از خوشي و هيجان داشتم ميمردم بالخره به ارزويي كه از اول زندگيم داشتم رسيدم&lt;br /&gt;كير از تمام چيزايي كه تو كونم كرده بودم نرم تر بود&lt;br /&gt;و گرم كه اين گرما به كونم حال ميداد&lt;br /&gt;مهيار پس از فرو كردن به شدت شروع به ساك زدن كرن به سرعت تلمبه مي زد و خيلي خيلي زودتزاز اوني كه فكرشو مي كردم آبشو تو كونم ريخت گرماي مني كه برا اولين بار اونو تجربه مي كردم خيلي لذت بخش بود كار مهيار بيشتر از دو دقيقه طول نكشيد و كيرشو در اورد و سريع رفت تو جاش و خيلي زودم خوابيد ولي اتيش من تازه روشن شده بود و از هيجان داشتم ميمردم انگشتمو تو كونم كردم گرم گرم بود و آبه مهيار به انگشتام چسبيد احساس اينه چند لحظه قبل يه كير توي اين كون گرم ونرم من بود منو ديونه ميكرد طاقت نيوردم و دو انگشتمو تو كونم كردم وشروع به جلق زدن كردم&lt;br /&gt;اونشب سه بار جلق زدم و و هوس كير تو من فقط با خوابيدنم فروكش كرد اين اولين باري بود كه يك كير تو كون من ميرفت هر چند كل ماجرا خيلي طول نكشيد ولي خيلي با حال بود بعدها من تو كون دادن يه استاد شدم وخيلي ها رو هم ياد دادم چجوري بكنن طوري كه تا وقتي من نخواستم ارضا نشن همين حالاش با يكي از دوستام كه رابطه دارم هر دفعه بيشتر از نيم ساعت به طور مستمر منو ميكنه &lt;br /&gt;كه بقيه داستا نارو بعدها برا تون تعريف مي كنم به شرطي كه نظر بدين&lt;br /&gt; &lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6817518-108845676552733035?l=kondehirani.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6817518/posts/default/108845676552733035'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6817518/posts/default/108845676552733035'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://kondehirani.blogspot.com/2004_06_01_archive.html#108845676552733035' title=''/><author><name>rrr</name><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='16' height='16' src='http://img2.blogblog.com/img/b16-rounded.gif'/></author></entry></feed>
